هراس و ترس همیشگی در برابر انسانها، در مقام آدم، ذرهای از رفتار و گفتار خود را قبول نداشتن، درد و رنجهای خود را درون جعبهای کوچک در سینه نهفتن، افسردگی و اندوه خود را به سختی پنهان کردن، و تظاهر مشقتبار همیشگی به آرامش داشتن، بله، همهء اینها مرا به انسانی غیرعادی در شمایل یک دلقک تبدیل کرده بود که به تدریج کامل و کاملتر میشد.