لبدف با حالتی هیجانزده و تبآلوده یک قدم جلو آمد و گفت: «نه، اینها به راستی منفیباف نیستند، دستهی دیگری هستند، گروهی خاص؛ خواهرزادهام میگوید اینها یک گام از منفیبافها جلوتر رفتهاند. شما اشتباه میکنید سرکارعلیه که گمان میکنید با حضورتان میتوانید آنها را از رو ببرید. میان منفیبافها گاهی آدمهای باشعور و حتی دانشمند هم پیدا میشود، ولی اینها از این مراحل گذشتهاند، چون به ویژه اهل عمل هستند، میتوان گفت به صورتی گروهی منشعبشده از منفیبافها، آنهم نه به طور مستقیم، گونهای پسماندههای آنها، با نوشتن مقاله در روزنامهها هم نیست که ابراز وجود میکنند، بلکه به طور مستقیم در کارها دست به عمل میزنند. به طور مثال به هیچ وجه از دریوری بودن نوشتههای پوشکین یا لزوم تجزیهی روسیه دم نمیزنند. اینها بر این باورند که اگر با تمام وجود چیزی را بخواهند، این موضوع برایشان حق ایجاد میکند و برای به دست آوردنش هم در برابر هیچ سد و مانعی متوقف نمیشوند، حتی اگر لازم باشد برای این موضوع دستشان را به خون هشت نفر هم آلوده کنند...