حال او اینجا نیست و مدام به این فکر میکنم که کجاست. دلم نمیخواهد ناگهان با او روبرو شوم. شاید در اتاق نشیمن یک پایش را روی زیرپایی گذاشته و خیاطی میکند. التهاب مفاصل دارد. شاید هم برای فرشتهها در خطوط مقدم شالگردن میبافد. باورم نمیشود که آنها واقعاً به چنین شالگردنهایی نیاز داشته باشند. به هر حال شالگردنهایی که زن فرمانده میبافد خیلی کار میبرند. او به طرح صلیب و ستاره که دغدغه دیگر زنان فرمانده است اهمیتی نمیدهد. روی شالگردنهایش نقش درختان انجیر یا عقاب یا طرحهای شق و رق انسان میاندازد، پسر و دختر، پسر و دختر. شالگردنهایش مناسب مردهای بالغ نیستند؛ به درد بچهها میخورند.