میتوان سیاست خارجی غیردولتی ایران را به جاهطلبیِ رهبران ایران نسبت داد. بیتردید، شاه رهبری جاهطلب با آرزوی دیرین تسلط بر منطقهٔ خاورمیانه بود. از این دریچه، رابطهٔ استراتژیک با گروههای غیردولتی میتوانست وی را به این هدف برساند. میتوان سیاست خارجی غیردولتی ایران را پیشرانی صرفاً قومی و مذهبی دید. پشتیبانی ایران از کُردها علیه عراق میتواند همچنین نمونهای دیگر از رقابتی دیرینه میان ایرانیان و اعراب شمرده شود. کُردها بهعنوان یکی از گروههای قومیِ برسازندهٔ مردم ایران، به لحاظ فرهنگی، زبانی و هویتی، با تمدن ایرانی درهم تنیدهاند. کمک ایران به شیعیان در جنوب لبنان نیز میتواند نمونهای از تنشی درازمدت میان اسلام شیعی و اسلام سنی نمایانده شود. ایران با جمعیتی اکثراً شیعه، برای جوامع شیعی در دنیای اسلام یک قطب هویتی است. از این دیدگاه میتوان نقش فرهنگ و دین را عاملی مهم در برپایی پیوندهای استراتژیک با کردهای عراق و شیعیان لبنان دید. همچنین میتوان رقابت بغداد با تهران یا قاهره با تهران برای دستیبابی به هژمونیِ منطقهای را عامل نهایی در همپیمانیِ ایران با کردهای عراق و شیعیان لبنان دید. از آنجا که ایران و عراق از مخازن نفتی فراوانی برخوردار بودهاند و هر دو به دنبال نفوذ در سیاست نفتی بودند، میتوان در پسِ سیاست خارجی غیردولتی ایران رقابتی اقتصادی و انرژیمحور را دید.