وزارتخانهی حقیقت ـ در نوگفتار میشد وزاحق ـ با هر چه به چشم میآمد تفاوتی مبهوتکننده داشت. سازهای هرمشکل و غولآسا بود از بتُن سفید براق که، تراس به تراس، تا ارتفاع سیصد متر بالا رفته بود. از جایی که وینستون ایستاده بود میشد بر نمای سفیدش سه شعار حزب را دید که با حروفی فاخر نگاشته شده بودند: جنگ صلح است.