روشی آسان برای شناختن یک شهر، پی بردن به نحوهی کار کردن، دوست داشتن و مردن مردمانش است. در شهر کوچک ما، نمیدانم به خاطر آب و هوایش است یا چیزی دیگر که همهی این چیزها با شتابزدگی و پریشانخیالی صورت میگیرد، یعنی آدم در آن ملول میشود و میکوشد به همهچیز عادت کند. همشهریهایمان زیاد کار میکنند، ولی فقط برای ثروتمند شدن. همهی علاقهشان متوجه دادوستد است و بهاصطلاح خودشان دنبال کار و کاسبی هستند. طبعاً به شادیهای ساده هم علاقهمندند، سینما و آبتنی در دریا را دوست دارند. اما خیلی عاقلانه این تفریحها را میگذارند برای شنبهشب و روز یکشنبه، در بقیهی روزهای هفته میکوشند پول زیادی به دست بیاورند.